close
تبلیغات در اینترنت
هیچ وقت خیانت نکنید
جمعه 27 مهر 1397
هیچ وقت خیانت نکنید   سلام . دلم برات خیلی تنگ شده بود   پسرک از شادی تو پوست خود نمی گنجید...   راست میگفت ...خیلی وقت بود که ندیده بودش..   دلش واسش یه ذره شده بود..   تو چشای سیاهش زل زد همون چشمایی که وقتی ۱۶سال بیشتر نداشت   باعث شد تا پسرک عاشق شود و با تهدید و داد و هوارو عربده بالاخره کاری کرد که باهم دوست شدن   دخترک نگاهی به ساعتش کرد و میون حرفای پسرک پرید و گفت:   من دیرم شده زودی باید برم خونه...   همیشه همین جور بوده هر وقت دخترک پسرک را…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • melika
  • ronak
  • kami
  • just-m-p
  • reza
  • elenajoon
تبلیغات
جای تبلیغات شما
تنهایی در صفحات اجتماعی


lenzor.com/tanhaee98



instagram.com/tanhaee98


سیم کارت خود را شارژکنید
❤しѲ√乇❤

I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you

♥♥HEART♥♥


╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1528
  • کل نظرات : 145
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 242
  • افراد آنلاین : 3
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 797
  • بازدید دیروز : 545
  • گوگل امروز : 5
  • گوگل دیروز : 1
  • آی پی امروز : 58
  • آی پی دیروز : 63
  • بازدید هفتگی : 3,702
  • بازدید ماهانه : 16,505
  • بازدید سالانه : 145,686
  • بازدید کل : 894,658
  • اطلاعات
  • امروز : جمعه 27 مهر 1397
  • آی پی شما : 54.80.188.87
  • مرورگر شما :
آخرین کاربران
اتاق آرزو
قلب من

قـــلب من...

دموکراتیــک ترین دولت دنیاسـت.

آنقدر که تو را نیز همچون خودم

 از ته دل دوسـت میدارد.

هیس…!

هیس

حواس تنهایی ام را

با خاطرات

باتو بودن

پرت کرده ام…

بگو کسی حرفی نزند

بگذار

لحظه ای ارام بگیرم

آغوشــــ تــــ♥ـــــو

سهم “من” از “تو

عشق نیست ،

ذوق نیست ،

اشتیاق نیست ،

همان دلتنگی بی پایانی است

که روزها دیوانه ام می کند!!

فال حافظ
ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !

ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !
 ﺗـﻮ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺧـﻮﺏ ﺑـﻮﺩﯼ ...
ﻭﻟـﯽ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧـﺒـﻮﺩﯼ ! ﻣـﻦ ﺑـﻪ ﺭﺳـﻢ ﺭﻓـﺎﻗـﺖِ ﺩﯾـﺮﯾـﻨـﻪ ﻣـﺎﻥ ..
ﭼـﺸـﻤـﺎﻧـﻢ ﺭﺍ ﻣـﯽ ﺑـﻨـﺪﻡ ؛ ﺗـﻮ ﻫـﻢ ﻧـﻘـﺎﺑـﺖ ﺭﺍ ﺑـﺮﺩﺍﺭ ﺭﻓـﯿـﻖ ...
ﺑـﮕـﺬﺍﺭ ﺻـﻮﺭﺗـﺖ ﻫـﻮﺍﯾـﯽ ﺑـﺨـﻮﺭﺩ!
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظر سنجی
کدومش قشنگ تره؟؟!!





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

دیگرامکانات
< سایت عاشقانه 72 لاو =============
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
Welcome To Tanhaee98

خداوندا...

تــو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت

خداوندا..

مرا مگذار تـــنها لحظه ای حتی به خود ..

 

*********************

فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی (اوریفلیم) سایت تنهایی98

از تاریخ 96/6/6 شروع به کار میکند.


تمامی محصولات اصل و اورجینال بوده و کاملا گیاهی هستند.


به مدیریت : ملیکا (زهرا) رشیدی

برای سفارش و مشاوره رایگان با آیدی تلگرام

telegram.me/ZahraRsh73

در ارتباط باشید


آدرس اینستاگرام لوازم آرایشی ما :

oriflame_soed_m@

برگزار کننده مسابقات بزرگ اوریفلیم به همراه اهدای جوایز ویژه


فروشگاه گل کاغذی

با سلام خدمت همه ی بازدیدکننده های عزیز سایت تنهایی98


سایت تنهایی98 مفتخر است که همراهان و دوستدارانی همچون شما را دارد که همیشه

باعث پیشرفت و دیده شدن این سایت بودید.و در همه ی امور ما را یاری کردید.


اینبار این سایت قصد دارد تا در جشن ها و شادی های شما شریک شود

و به شما در برپایی جشنی زیبا برای تولد ، نامزدی و... یاری دهد.

از این پس میتوانید تم های تولد و جشن مورد علاقه ی خود را از اینجا و با قیمت مناسب و کیفیت عالی تهیه کنید.



برای مشاهده ی نمونه های بیشتر میتونید به کانال تلگرام 

https://t.me/tanhaee98_Decorative_flower

مراجعه کنید.

هیچ وقت خیانت نکنید
  • تعداد بازدید : 137
  • هیچ وقت خیانت نکنید

    هیچ وقت خیانت نکنید

     
    سلام . دلم برات خیلی تنگ شده بود
     
    پسرک از شادی تو پوست خود نمی گنجید...
     
    راست میگفت ...خیلی وقت بود که ندیده بودش..
     
    دلش واسش یه ذره شده بود..
     
    تو چشای سیاهش زل زد همون چشمایی که وقتی ۱۶سال بیشتر نداشت
     
    باعث شد تا پسرک عاشق شود و با تهدید و داد و هوارو عربده بالاخره کاری کرد که باهم دوست شدن
     
    دخترک نگاهی به ساعتش کرد و میون حرفای پسرک پرید و گفت:
     
    من دیرم شده زودی باید برم خونه...
     
    همیشه همین جور بوده هر وقت دخترک پسرک را میدید زود باید بر میگشت...
     
    پسرک معطل نکرد و کادویی که برای دخترک خریده بود رو با کلی اشتیاق به دخترک داد
     
    دخترک بی تفاوت بسته را گرفت و تشکری خشک و خالی کرد...
     
    حتی کنجکاویی نکرد داخل بسته رو ببیند پسرک خواست سر سخن روباز کند که دخترک گفت :
     
    وای دیرم شد..من دیگه برم خداحافظ...
     
    خداحافظی کردند و پسرک در سوک لحظه جدایی ماتم گرفت و رفتن معشوق را نظاره کرد ....
     
    دخترک هراسان و دل نگران بود...
     
    در راه نیم نگاهی به بسته انداخت ...یه خرس عروسکی خوشگل بود..
     
    هوا دیگه داشت کم کم سرد میشد
     
    وسرعت ماشین هاییکه رد میشدند ترس دخترک رو از دیر رسیدن بیشتر میکرد
     
    پسره مثل همیشه ۵ دقیقه تاخیر داشت
     
    اما بازم مثل همیشه ریلکس بود...دخترک سلام کرد و پسر پاسخ گفت
     
    دخترک بی درنگ بسته را به پسر داد و نگاه پر شوقش را به نگاه پسر دوخت.
     
    پسر نیم نگاهی به بسته انداخت و گفت: مرسی...
     
    بسته را باز کرد و ناگاه چشمش به نامه ای افتاد که عاشق خوش خیال دخترک برای او نوشته بود...
     
    لبخندی زد و به روی خود نیاورد...
     
    چند دقیقه ای را با هم سپری کردن
     
    و باز مثل همیشه خداحافظی و نگاه ملتمس عاشقی که از لحظه ی وداع بیزار است..
     
    این بار دخترک عاشق بود و پسره معشوق او..
     
    معشوقی که شاید جسم اون سر قرار با 5 دقیقه تاخیر حاضر شده بود ،
     
    اما دلش از لحظه اول جای دیگه ای بود ........
     
    کمی آن طرف تر صدای جیغ لاستیکی دخترک و پسر را متوجه نقطه ای در آن طرف کرد..
     
    پسرکی در زیر چرخ های ماشین جان می داد
     

     

    و آخرین نگاهش دوخته شده به معشوقه ای بود که به او خیانت کرده بود...
    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی