close
تبلیغات در اینترنت
نوشته عاشقانه
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

˙·٠•●❤ سایت عاشقانه و تفریحی ❤●•٠·˙

نوشته عاشقانه

Welcome To Tanhaee98

خداوندا...

تــو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را

مبادا گم کنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت

خداوندا..

مرا مگذار تـــنها لحظه ای حتی به خود ..

 

*********************

فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی (اوریفلیم) سایت تنهایی98

از تاریخ 96/6/6 شروع به کار میکند.


تمامی محصولات اصل و اورجینال بوده و کاملا گیاهی هستند.


به مدیریت : ملیکا (زهرا) رشیدی

برای سفارش و مشاوره رایگان با آیدی تلگرام

telegram.me/ZahraRsh73

در ارتباط باشید


آدرس اینستاگرام لوازم آرایشی ما :

oriflame_soed_m@

برگزار کننده مسابقات بزرگ اوریفلیم به همراه اهدای جوایز ویژه


فروشگاه گل کاغذی

با سلام خدمت همه ی بازدیدکننده های عزیز سایت تنهایی98


سایت تنهایی98 مفتخر است که همراهان و دوستدارانی همچون شما را دارد که همیشه

باعث پیشرفت و دیده شدن این سایت بودید.و در همه ی امور ما را یاری کردید.


اینبار این سایت قصد دارد تا در جشن ها و شادی های شما شریک شود

و به شما در برپایی جشنی زیبا برای تولد ، نامزدی و... یاری دهد.

از این پس میتوانید تم های تولد و جشن مورد علاقه ی خود را از اینجا و با قیمت مناسب و کیفیت عالی تهیه کنید.



برای مشاهده ی نمونه های بیشتر میتونید به کانال تلگرام 

https://t.me/tanhaee98_Decorative_flower

مراجعه کنید.

آخرین ارسال های انجمن

پاییـز فقط بویِ بارانُ صدایِ خـرد شدنِ برگ ها که نیــست...
تویِ هـرلحظه اش....
تویِ خنکایِ مهــر
و سردیِ آبان
و سوزِ آذرَش....
و تویِ قطره قطره یِ بارانش....
عطرِ رفتن پیچیده و پایِ مانــدن لغزیده است....
پاییــز که فقـط عاشقانـه نیست...
غمهایش
و رفتــن هایش...
غمگین ترینِ فصلنــامه هاست....

بازدید : 5 تاریخ : جمعه 05 آبان 1396 زمان : 16:20 نویسنده : melika نظرات ()

من همان خانه‌ی قدیمی‌ام
از همان که پنجره‌های هفت‌رنگش
رو به فیروزه‌ی حوض باز می‌شود
و نسترن‌ها عاشقانه دیوار را چسبیده‌اند
از همان خانه‌ها
که چهارزانوی مادربزرگ را دوست دارد
و انجیر بر شاخه‌های درخت
آواز می‌خواند
از همان‌ها
که کبوتری به سقفِ ایوانش لانه می‌سازد
و جوجه‌هایش تمامِ روز
با دهانی باز
در انتظارِ پرکشیدنِ مادرشان
جیرجیر می‌کنند
همان خانه‌ایی که از گریه می‌لرزد و
لولای وارفته‌ی درَش
تا باز شدن به روی تو دوام می‌آورد
من همان خانه‌ام که طاقچه‌ی کنجِ اتاقم
جانمازِ مادرم را در آغوش گرفته است
و آیینه و شمعدانِ نقره‌ای را
به شانه‌اش دوست دارد
و آرام نفس می‌کشد
تا بر زمینِ مهربانم قدم گذاری
و سینی چای را
بر گل‌های قالی به سمتت بکشی

دست بر شانه‌‌ام بخندی و
لب از دوست‌داشتنم برنداری
و شب برایم همان باشد
که تا سحرهای چند سالِ بعد
ماه را در کاشیِ حوض و
آسمان را در چشم‌های تو ببینم
و خسته می‌شوم
خسته می‌شوم
اگر یک‌روز ماه را در نگاهت نبینم
و آسمان از حافظه‌ی حیاطم برود
باران ببارد
و من به‌ سختی اشک بریزم
و تکه‌های سقفم را
بر سرِ نبودنت آوار کنم
که فروریختنِ تکه‌های این دل ،
آغازِ ویران‌شدگی‌ست

بازدید : 14 تاریخ : شنبه 15 مهر 1396 زمان : 16:0 نویسنده : melika نظرات ()

اگـہ توے زندگیت...
یه دوست خوب داشته باشـے
خیلے خوبـہ...
حالا اگہ اون 
دوستت همسـرت باشـہ؛
خوشبخت ترینے...
پس اول سعی ڪن 
خودت براے همسرت؛
بهتریـن دوست باشے...

 

دلم‌...
نگاهت را میخواهد،
اندکی هم لبخندت،
تاباور کنم،زندگی زیباست!
کمی هم دوستت دارم...
گفتنت را،برای زنده ماندنم!
میبینی چه کم توقع ام...

بازدید : 10 تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396 زمان : 11:50 نویسنده : melika نظرات ()

همیشه دوستت داشته و دارم و خواهم داشت

 بیشتر از تمامی واژهای عاشقانه.

عاشقت هستم دلم درون سینه ییقرار تو هست و قلبم بی وقفه برای تو میلرزد...

 

دوستت دارم زیباترین هدیه خدا...عمرم...

 

اصلا زن را چه به شعـر !؟

زن باید عاشق شود

آنوقت ...

هر دوستت دارمی که میگوید

خودش شعـر محشـری میشود

‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌•••

بازدید : 26 تاریخ : چهارشنبه 08 شهريور 1396 زمان : 21:21 نویسنده : melika نظرات ()

عجب آرامشے دارد😍

 

شانه هـایت

 

کسے چه مے داند

 

شاید راه بهشـت

 

 

از شانه هاے "تــــو" آغاز مے شود!

بازدید : 18 تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1396 زمان : 16:0 نویسنده : melika نظرات ()

. . 
عاشق که باشی
سطر به سطرِ
کتابِ درسی ات می شود
"شعر عاشقانه"

 

●_●
#عكاس📷:🌱
@nazaninkml
●_●

 

می شود
از فکر من چند ساعتی بیرون روی؟
درس دارم بخدا
این ترم
مشروط می شوم...

 

عكاس📷:🌱
@amirhd3 
شاعر : #شاهین_شیخ_الاسلامی

 

بازدید : 22 تاریخ : یکشنبه 29 مرداد 1396 زمان : 8:10 نویسنده : melika نظرات ()

در کوچه پس کوچه های دلم‌‌...
به دنبال نشانی از تو هستم.‌
دست خطی...
عطری...
خاطره ای...
اهنگی...
تو گم شده ای در من... پیدایت نمیکنم.
تاریک است...
هر روز و هر شب تقویمم را به دنبال تو هستم‌.
جمعه ها اما... دلتنگی ام امان نمیدهد.‌..
رمقی برایم نمیگذارد...
یک گوشه کِز میکنم و با هر صدایی خیره به در میگویم... امد..امد
بی رحمانه تنهایم گزاشتی..‌.
تو نمیدانی سرد است نبودنت...
وسط چله ی تابستان یخ زده ام..‌.
اگر امدی روح سرما زده ی مرا هاا کن‌‌...
در هوای نبودن هایت ...
هر روز دلم جمعه است‌‌...
#مریم

بازدید : 35 تاریخ : یکشنبه 08 مرداد 1396 زمان : 14:10 نویسنده : melika نظرات ()

دختر ِ سعدی! هلاک ِ بوسه ای شیرازی ام 
آنقدر مســـــــتم که حتا با لبی هم رازی ام 

تا که بابا "مشــرف الدین" برنگشته زود باش 
کمتر از اینها بده با خنده هـــــــایت بازی ام 

مادرت من را نبیند پشــــــت ِ در، بد میشود 
رویگردان از "اتابــــک خان" و حکم ِ قاضی ام 

خنجر ابرو! چشمهـــــایت غارت ِ قوم ِ مغول 
زخمی از ناز ِ تو و مغلــــوب ِ مژگان تازی ام 

خانده ام رقص ِ تو را در بوستان ِ شیخ اجل 
عاشق ِ پروانگی های ِ تو و طنــــــــازی ام 

نیست همرنگ ِ لبانت در گلســـــــتان ِ انار 
با فقط یک باب از بوسیــدنت هم راضی ام 

مثل ِ بابای ِ تو من هم کار و بارم شاعری ست 
تکه نانی دارم و اهـــــــل ِ غزلپـــــردازی ام 

اهل ِ این دوره که نه، از قرن ِ دوری آمـــدم 
ساکن ِ آینده و برگشـــته سوی ِ ماضی ام 

من همین هستم که می بینی: زلال و ساده دل 
خســـته از هرچه ریا و هرچه ظاهر سازی ام 

این غزل تقدیم ِ تو، با من عروسی میکنی؟
ای فدااااااای ِ "بله" ی ِ تو دلبر ِ شیرازی ام!

#شهراد_میدری

بازدید : 35 تاریخ : شنبه 07 مرداد 1396 زمان : 13:18 نویسنده : melika نظرات ()

می نشینم به لب ایوان...
عمیق میشوم در رفت و آمد های حوالی ام...
همه شان می روند و می آیند ...
یکی پس از دیگری...
پاییز میرود و زمستان می اید...
روز میرود و شب می اید...
پنج شنبه میرود و جمعه می اید...
چه همبستگی ابدی بینشان است...
گویی پیوندی محکم بسته اند تا پس هر رفتنی امدنی باشد...
دستم را زیرچانه ام میگذارم و به رفت و آمد های تو فکر میکنم...
رفت...
رفت...
رفت...
هر چه به مخیلات خویش اصرار میکنم تا امدنت را به خاطر اورد ...فایده ای ندارد. ...
با صدای مادرم رشته ی افکارم پاره میشود...
اخرش هم معادلات رفت و امد های تو حل نمیشود که نمیشود...
میدانم این درس تک واحدی عاقبت مشروطم میکند...
کاش بیایی..
شب نزدیک است...


#مریم

بازدید : 22 تاریخ : شنبه 07 مرداد 1396 زمان : 12:29 نویسنده : m_admin نظرات ()

دختر ِ چادر سفید ِ سینی ِ چایی به دست!
ای که هرگز در خیالم هم نمی آیی به دست!

معذرت میخاهم از اینکه به خابت آمدم
خسته ام از بی تو بودن، درد ِ تنهایی بد است

می نشستی روبرویم کاش، دلتنگ ِ توام
می روی با ناز و هی با عشوه می آیی بد است

من غریبه نیستم کافی ست یک فنجان ِ چای
بیش از این من را اگر شرمنده بنمایی بد است

می کشم حالا که قلیان ِ بلور آورده ای
گرچه دکتر گفته تنباکوی ِ نعنایی بد است

از حسودان ترس دارم با شکوفه دادنت
ای هلوی ِ چار فصل ِ من! شکوفایی بد است

آی دریا چشم ِ جنگل پلک ِ ابرو ابر و مه!
رحم کن بالا بلا! این قدر زیبایی بد است

اینهمه بر شانه موهای ِ شرابی را نریز
باد هم آشفته این اندازه گیرایی بد است

شور ِ شیرین! حق بده فرهاد ِ بی تابت شوم
با وجود ِ اینهمه خسرو، شکیبایی بد است

با خود آوردم غزل، قابل ندارد مال ِ تو
پس زدن آنهم برای ِ قلب ِ اهدایی بد است

چون که سهم ِ عشق ِ ما دنیای ِ بیداری نشد
قرنها هم بعد ِ خابت پلک بگشایی بد است

#شهراد_میدری

بازدید : 16 تاریخ : چهارشنبه 28 تير 1396 زمان : 20:25 نویسنده : melika نظرات ()
«...خیلی مهم است که یک نفر ، فقط یک نفر ... »
کمی مکث کرد ، انگار بغض راه گلویش را گرفت ، اما زود به خودش مسلّط شد .
 
« ... یک نفر توی دنیا، آدم را از تهِ دل دوست داشته باشد. میفهمی ؟ حتّی اگر بد دوست داشته باشد، یعنی از طرزِ دوست داشتنش خوشت نیاید .»
 
بازدید : 21 تاریخ : جمعه 23 تير 1396 زمان : 19:19 نویسنده : m_admin نظرات ()

بیا باهم رنگ کنیم دنیا را

تو از رنگ دلت ببخش

من از رنگ عشقِ تو

تا همه ببینند برای اولین بار

 

رنگ زیبای زندگی را...

بازدید : 30 تاریخ : جمعه 26 خرداد 1396 زمان : 18:24 نویسنده : melika نظرات ()

حرفمان که میشد،
اســـترس تمامِ وجودم را فرا میگرفت...
نکند از دستش بدهم؟
نکند من بمانم و کوهی از خاطره؟
نکند منی که بعدِ عمری دل باختم،بشکند دلم!
نکند تمامِ دو نفره هایمان را با دیگری تکرار کند؟
تماس هایم بی پاسخ میماند ومنفورترین صدای دنیا
در گوشم تکرار میشد؛
"مشترکِ مورد نظر پاسخگو نمیباشد"
برایش مینوشتم؛
آدمیزاد است دیگر جانم بحث میکند
فرقی نمیکند مقصر کیست
همین که بحث میکنیم یعنی،
قلبمان هنوز برای هم میتپد
یعنی مهم است برایمان که شبیه یکدیگر شویم!
ارسال کردم و خواند
ولی جوابی نداد
باز نوشتم؛
-جانم؟
باز هم خواند و جواب نداد
-عزیز دل...؟
سکوت بود و سکوت!
و هیچ چیز لعنتی تر از بی پاسخ گذاشتنِ پیام نیست

قدیم ترها خودمان را قانع میکردیم که شاید پیغامم نرسیده باشد
و هی ارسال میکردیم و ارسال...
حالا اما این تکنولوژیِ لعنتی همان اندک دلخوشی را هم از ما گرفت و
با وقاحتِ تمام به ما میفهماند که ؛
خواند و پاسخ نداد
که خواند و تحقیر کردنِ تو را ترجیح داد
لعنت به تکنولوژی
لعنت به پیغامهای بی جواب...

#علی_قاضی_نظا

بازدید : 56 تاریخ : جمعه 15 ارديبهشت 1396 زمان : 13:39 نویسنده : melika نظرات ()

اولین بار اسمش را زیر یک داستانک عاشقانه دیدم...
از اینها که انتهایش تو می مانی و قلبی ریش ریش....
دلم برای آدمهای داستانکش می سوخت.اصلا میترسیدم نکند روزی خودم دچار شوم....
بعد ها فهمیدم او هم همین حس را در مورد اسم و نوشته های من داشت،یعنی خودش با ناز برایم تعریف کرد.
دقیقا در همان روزهای سردزمستان که گرم آمدنش بودم.جوهر قلم هردویمان تغییر کرده بود...قرمز شده بود...خیلی قرمز...
لابه لای این عاشقانه های ناکام،متن هایمان با آن پایان های رسیدنی که دلمان ضعف می رفت برایش دست به دست می چرخید و دیگران را هم به زنده بودن عشق امیدوار می کرد...
عین هر نویسنده ای که بخشی از خودش را میان تار و پود کلمات جا می گذارد،ماهم با خاطراتمان متن را جان میبخشیدیم...
یکبار اسم فرزندی را که دوست داشت توی متن جا دادم...شاکی شد!حسابی!
پنج دقیقه نشد،متن اش را که اسم کودک مابین اش راحت دیده می شد زیر متن ام آمد...شکایت کرده بود چون میخواست اول این را بنویسد و من پیش دستی کرده بودم...
خاطرت است چقدر خندیده بودم برای غرغر آن روز؟!
کاملا آن روز را یاد دارم که چشمانش را نقاشی کشیدم و زیرش نوشتم خلاصه ی تمام دلنوشته های من...
اصلا نفهمیدم چه شد که او چشمانش را بست و من تمام موضوع اصلی را گم کردم...

چندوقتی اصلا نمی نوشت...هیچ متنی از او ندیدم.
من همچنان با تمام قلمم مینوشتم.
جوری که بگویم یک نفر‌برای تو مینویسد...برگرد...میگفتم که تابستان سرد شده...بیا
نگذار دچار شوم آنچه را میترسیدم...
برگشت...دوباره عاشقانه نویسی را شروع کرد...
اما نمیدانم چرا میگوید پیراهن سبز که میپوشی طبیعت در زیبایی کم می آورد و‌شکوفه ها می‌ریزند...من اصلا پیراهن سبز ندارم...
اسم کافه ای که میگوید اصلا آشنا نیس...حتی ندیدمش...
اسم فرزند انتخاب شده چراتغییر کرده؟!
نه...
نه...
مطمئنم در تخیلاتش دارد رابطه مان را از نو مینویسد!

مگر نه؟!
مگرنه؟!
لعنتی مگر نه؟!
#حمیدرضا_سلیمانی

بازدید : 42 تاریخ : شنبه 26 فروردين 1396 زمان : 20:0 نویسنده : melika نظرات ()

حسـ خوبیهـ یهـ نفـر💍 واسهـ انتخابـ تو مصمـمهـ👫

دستتوبگیرهـ بگـهـ🗣 موندنشـ کنارتو💙مسلمهـ

 

حسهـ خوبیهـ👌🏻

بازدید : 118 تاریخ : پنجشنبه 24 تير 1395 زمان : 19:40 نویسنده : melika نظرات ()

 

در مکتب عشق ما، هوس ممنوع است

با آینه ماندن به قفس ممنوع است

ما پیرو مــــــــــــــــرغ عشق باید باشیم

بی دلبر خویش یک نفس ممنوع است

(جواد صارمی)

بازدید : 111 تاریخ : یکشنبه 06 تير 1395 زمان : 12:56 نویسنده : melika نظرات ()

هیچ کس مسئول زندگی من نیست

انرژی مثبت

زندگی زیباست چشمی باز کن ، گردشی در کوچه باغ راز کن
زندگی زیباست
زندگی من با همه تلخی ها و شیرینی هایش
برایم لذت بخش است
چون آنچیزی ست که خدایم برایم خواسته است …
و از صمیم قلب از تو سپاسگذارم خدای عزیزم …
دوستت دارم …

ادامه مطالب -->

ادامه مطلب
بازدید : 82 تاریخ : جمعه 28 خرداد 1395 زمان : 14:0 نویسنده : m_admin نظرات ()

با قلموی خیالت یادگاری میکشم...
یک قفس بی پنجره با یک قناری میکشم...

بی تو باران می شود ،این بغض های لعنتی!!!
پشت پلکم انتظارت را بهاری میکشم...

لاله‌ی لبهایِ تو، گل بوسه را جان می دهد،
بوسه ها را لب به لب، سرخِ اناری میکشم...

نیستی، از من ولی انگار چیزی کم شده!!!
مثل ساعت لحظه ها را بی قراری میکشم...

گفته بودی میروم اما کسی باور نکرد!!!
سالهاست من بعد تو، چشم انتظاری میکشم...

آسمان بی ماه مانده تا تو برگردی شبی،
پشت پایت آب را بی اختیاری میکشم...

یاد تو هر شب، قلمو را به دستم می دهد...
با قلم موی خیالت، یادگاری میکشم..

بازدید : 90 تاریخ : جمعه 28 خرداد 1395 زمان : 1:8 نویسنده : melika نظرات ()
ای گــمــشــده در رویـــا جـــادو کــن و پــیــدا شــو

مــن تـشــنـه ی دیــدارم آغـــوش مــهــیـا شـو

جــادو کـن و پـیــدا شـــو تــا شــــب مـنــو نـشـنـاســه

ایــن از تــو شـکـسـتـن نـیـسـت ایـن اوج یـه احـســاسـه

وقـتی همـه چــی ایـنـجــا بـی رنــگ و غــم انـگـیــزه

دنـیـای مـن بــی تــو تـکـرار یــه پــائـیــزه

از شـــوق تــو ســرشــارم بــا یــاد تـــو آوازم

پــیــدا شــو کـه دنـیــامــو بـا دســت تــو مـی ســازم

ای گـمـشـده در رویــا جــادو کــن و پـیــدا شـو

مــن تـشــنـه ی دیـدارم آغـوش مـُـهـیـا شــو

وقـتـی تــو ازم دوری هــر لـحـظـه چــه بـی رحـمــه

تـنـهــا دل یــک عــاشـق حــال مــنـو مـی فـهـمــه

تــردیــد نـکـن از عـشــق تــردیــد نـکـن از مــا

جــادو کــن و پـیــدا شــو ای گـمــشـده در رویــا

 

« سارا نائینی »
بازدید : 138 تاریخ : جمعه 28 اسفند 1394 زمان : 12:23 نویسنده : m_admin نظرات ()

موسم نیلوفران یعنی

یک نفر می آید از آن سوی دلتنگی

 

می شود برخاست در باران

دست در دست نجیب مهربانی
ادامه مطلب
بازدید : 89 تاریخ : پنجشنبه 29 بهمن 1394 زمان : 19:45 نویسنده : dostdareshgh نظرات ()

دوست داشتن از عاشق بودن هم سخت تر است. دوستدار تو به سعادت تو می اندیشد

حال آنکه عاشق تو به داشتن تو.

سعی کن تا کسی را در دوستی نیاموزده ای, عاشقش نشوی.

دوستی تملک تو بر کسی یا چیزی نیست.

دوستی مثل بوئیدن یک سیب است بدون آنکه به آن گازی بزنی.

بازدید : 83 تاریخ : پنجشنبه 01 بهمن 1394 زمان : 10:42 نویسنده : m_admin نظرات ()

 

پسری ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ

 ﺗﻨﺖ ﺭﺍ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎﻧﻮ !

ﺑﻠﮑﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺮﻭﺱ بر تنت می کند

ﺑﻔﻬﻢ ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺩ

ﻟﺬﺕ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻮﺩ

ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﺎﺷﺪ

ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ میگیرید

 ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ

 ﻭ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻣﺴﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ

ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻭ ﻫﻤﺨﻮﺍﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ...

ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻓﯿﻖ ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺩﺭﺩ ﻧﯿﺎﻭﺭﻡ

 ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ

 ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﯾﺪ

 ﭼﻮﻥ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻫﺴﺘﯽ

 ﺟﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻗﻠﺒﺶ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭدﻧﯿﺴﺖ !!

 ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻔﺖ ﻗﻠﻢ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﻨﯽ

ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺧﻮﺷگلتر ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﺩ .

 ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺗﺨﺖ ﺍﺳﺖ

ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ

 ﺣﺎﮐﻢ ﺫﻫﻦ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﯽ ...

ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ

 ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎﻟﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ

 ﻭ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ;

ﮐﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺗﻮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﯼ

 ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻫﺘﻪ

ﻭ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﯼ

 ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﺑــــــــــــــــــــــــــــــﺲ

بازدید : 108 تاریخ : سه شنبه 29 دي 1394 زمان : 21:35 نویسنده : m_admin نظرات ()

به تو فکر میکنم
زیبا میشوم
حبس میشوم
در چهارخانه پیراهنت
عطر تو را میگیرم
زنی میشوم...
زیر نور ماه ، که دوست دارد
باد گیسوانش رابه دستهای توبسپارد
چشم می بندم
جهانم همه « تو » میشود
مسخ میشوم
وبه تو فکر میکنم....
فقط ب توووو...♥️♥️️♥️️

 

 

 

بازدید : 82 تاریخ : جمعه 15 آبان 1394 زمان : 13:15 نویسنده : melika نظرات ()

روزے میــرسَـב... بـــے هیــــچ פֿـَبـــَـــرے...

بــآ ڪولــــــہ بــــآر تَنهـــآییـَم...

בَر جـــآבـہ هــآے بـے انتهــــآے ایـטּ בنیــآے عَجیـــــب...

رآـہ פֿـــــوآهم افتـــــآב

مَـــטּ ڪــــہ غَریبـــــم...

چــــہ فَــــرقے בآرב ڪجـــــآے ایـــטּ בنیــــــآ بـآشــــم...

همـــہ جــــآے جهــــآטּ تنهـــــآیے بــــآ مَـــטּ است

 

 

بازدید : 116 تاریخ : یکشنبه 12 مهر 1394 زمان : 23:17 نویسنده : melika نظرات ()

 

کاش....
ما هم با هم مذاکره کنیم
دو جانبه!!
تو جانب قلب مرا بگیر
و من طرف دل تو را
بعد وارد یک بازی برد-برد شویم:
تو دل مرا ببر
و من عقل و هوش تو را....

بازدید : 125 تاریخ : چهارشنبه 04 شهريور 1394 زمان : 13:33 نویسنده : melika نظرات ()

 

گاهی رنگ نگاهت عجیب است... نمیدانم با نگاهت بهاری شوم ،، یا چون باران در پاییز ببارم....

بازدید : 110 تاریخ : سه شنبه 03 شهريور 1394 زمان : 18:31 نویسنده : melika نظرات ()

نگاه عاشقم را زیر این سرمای زندگی پنهان میکنم.

غم هایم را در برابر خنده هایم پنهان میکنم.

غرورم را زیر پاهایم پنهان میکنم.

مردانگی ام را در برابر نامردی هایش.

زندگی ام را برابر خوشی هایش.

و سرنوشتم را به دستان مهربانش میسپارم

قلب شیشه ای ام را به قلب سنگی اش هدیه میدهم تا بلکه بشکند دل سنگش.

من تمام زندگی ام را به او هدیه کردم….

بی آن که نگاهم کند ازم گذشت و رفت…..

بازدید : 91 تاریخ : جمعه 29 خرداد 1394 زمان : 13:0 نویسنده : m_admin نظرات ()

وقتی یــه زن بــــاهــــات بــــحــــث مـــیـــکـــنــــه،

غــــر مــیــــزنـــه،قـــهــــــــــر مــــیـــکـــــنــــه،

دلـش مـــیــگــیــره،از دســتــت گــریــه مـــیـــکــنـــه،

خـــوشــحــال بـــــــــــــــاش!

بــــــراش مــــــــهــــــــمــــــی کـــه ایـــنـــجـــوریــــه!

اگــــــــه هــــمــــش صـــــــدات مــــیـــــکـــــنــــه،

اگـــــه دوســـــش داری،ذوق کــــــــــــــــــــن..

چـــــــون خــــــــیـــــــلی دوســـــتــــــــت داره

ســــــــکـــــــــوت یــــــه زن خـــیــــلــــی مـــــعــــنــــی داره

یـــــــعـــــنــــی:خــــــــــســــــتــــــــه شــــــــده …

دیـــــــــــگــــــــه کـــــــم آورده ..

یـــــــعــــنـــــــی :نــــــــــا امــــیــــد شــــده

اگــــــــه مــــــــــردی..

قـــــــــدر مـــــهـــــــربـــــــونـــــــیـــــاش رو بـــــــــدون..

بـــذار، از ابـــراز عــــشـــقـــــش بـــه تــــو انـــــــــرژی بــــگـــیـــره

بــــذار واســـــت بــــخــــنــــده و تــــو بــــهـــش بـــگو

کـــه عــــاشـــــــــــــقِ خــــنـــــــده هــــــــاشــــــی

بــــــــــــهــــــــش بـــگو چــــقــــدر دوســـــــــش داری

زن بـــــــــــه هـــمــــیــــن راحــــتــــی آروم مــــیــــگـــیــــره

تـــــو فــــقــــط یــــه کــــم مـــــــــــــــــــــــرد بـــــــــــــاش…

بازدید : 88 تاریخ : جمعه 29 خرداد 1394 زمان : 11:38 نویسنده : m_admin نظرات ()

گاهی دلم می خواهد

بهانه های الکی بگیرم…

به هوای آغوش تو…

شانه های تو….

که بعد، تو…

آرام…

خیلی آرام…

در گوشم زمزمه کنی…

ببین من عاشقتم….

و من از خود بی خود شوم ….

برم سراغ رویاهایم…..

درست زمانی که در آغوش تو ام …

و تو برایم عاشقانه هایت را زمزمه میکنی …

بازدید : 78 تاریخ : جمعه 29 خرداد 1394 زمان : 11:32 نویسنده : m_admin نظرات ()

من ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺳﺘـــﻢ ﺑﮕـﻮﯾـــــــﻢ

 

ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ..

 

اما ..

 

ﺍﻣـــــﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭼﺸـــــــم هــــا،

 

 

ﺍﯾﻦ ﭼﺸـــــــم هــای ﺩﻫــﻦ ﻟـــﻖ!

 

 

منبع : سایت یک فنجان قهوه به طعم تلخ زندگی 

بازدید : 104 تاریخ : پنجشنبه 03 ارديبهشت 1394 زمان : 9:0 نویسنده : melika نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 1528
  • کل نظرات : 145
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 239
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 246
  • باردید دیروز : 238
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 5
  • بازدید هفته : 246
  • بازدید ماه : 484
  • بازدید سال : 484
  • بازدید کلی : 749,456
  • مطالب
    کدهای اختصاصی
    <
    سایت عاشقانه 72 لاو =============

    هدایت به بالای صفحه

    قلب من

    قـــلب من...

    دموکراتیــک ترین دولت دنیاسـت.

    آنقدر که تو را نیز همچون خودم

     از ته دل دوسـت میدارد.

    هیس…!

    هیس

    حواس تنهایی ام را

    با خاطرات

    باتو بودن

    پرت کرده ام…

    بگو کسی حرفی نزند

    بگذار

    لحظه ای ارام بگیرم

    آغوشــــ تــــ♥ـــــو

    سهم “من” از “تو

    عشق نیست ،

    ذوق نیست ،

    اشتیاق نیست ،

    همان دلتنگی بی پایانی است

    که روزها دیوانه ام می کند!!

    فال حافظ

    فال حافظ



    ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !

    ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !
     ﺗـﻮ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺧـﻮﺏ ﺑـﻮﺩﯼ ...
    ﻭﻟـﯽ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧـﺒـﻮﺩﯼ ! ﻣـﻦ ﺑـﻪ ﺭﺳـﻢ ﺭﻓـﺎﻗـﺖِ ﺩﯾـﺮﯾـﻨـﻪ ﻣـﺎﻥ ..
    ﭼـﺸـﻤـﺎﻧـﻢ ﺭﺍ ﻣـﯽ ﺑـﻨـﺪﻡ ؛ ﺗـﻮ ﻫـﻢ ﻧـﻘـﺎﺑـﺖ ﺭﺍ ﺑـﺮﺩﺍﺭ ﺭﻓـﯿـﻖ ...
    ﺑـﮕـﺬﺍﺭ ﺻـﻮﺭﺗـﺖ ﻫـﻮﺍﯾـﯽ ﺑـﺨـﻮﺭﺩ!